وقتی انسان خورشید را ناز کرد
  • 2 آذر 1400 ساعت: ۳:۵۰
  • بازدید 916
    26
    جذبه‌ای بی‌مثال

    اضطرابی که سلطان اسم اعظم قهّار در آن حال اقتضاء می‌کرد بر من مستولی شد که افتان و خیزان با گریه و زاری در و دیوار را می‌بوسیدم

    نویسنده : علامه حسن‌زاده آملی منبع : ? انسان در عرف عرفان، علامه حسن‌زاده آملی، واقعه۱۷،ص۴۰.
    پ
    پ

    علامه حسن‌زاده آملی:

    ✅ در بعدازظهر جمعه در منزل قم تنها بودم. جذبه‌ای بی‌مثال روی آورد. و حقیقت «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَاتُ ۖ وَ بَرَزُوا لِلهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» برایم تجلی کرده است.

    و اضطرابی که سلطان اسم اعظم قهّار در آن حال اقتضاء می‌کرد بر من مستولی شد که افتان و خیزان با گریه و زاری در و دیوار را می‌بوسیدم، و زمین و آسمان به خصوص خورشید را ناز می‌کردم؛

    در هر حال حالی بود که به قول عارف شبستری در گلشن راز:
    که وصف آن به گفت‌ و گو محال است
    که صاحب حال داند کان چه حال است

    ? انسان در عرف عرفان، علامه حسن‌زاده آملی، واقعه۱۷،ص۴۰.

    https://shahdeshgh.ir/category/bayanat/orafa/

    برای آگاهی بیشتر از مطالب شاگرد برجسته آیت الله سعادت پرور حضرت استاد غفاری سایت معرفت نفس را هم ببینید.

    ثبت دیدگاه