تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

06 ژوئن 2020 - 15:09 تعداد نظرات : بدون نظر 178 ارسال توسط :
پ
پ

استاد غفاری ، تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

شعر مهر خوبان
مهر خوبان، دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
ز سمک تا به سماکش کشش لیلا برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا به کجا بود و مگر دست که بود؟
که در این بزم بگردید و دل شیدا برد
خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که به یک جلوه ز من نام و نشان یک جا برد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوختی ام
با برافروخته رویی که قرار از ما برد
همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
خم ابروت مرا دید و زمن یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد

شعر از: علامه طباطبایی(ره)

سید محمدحسین طباطبایی (زاده اسفند ۱۲۸۱[۲] تبریز – درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروف به علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود.[۱] وی از مدرسان حوزهٔ علمیه قم به‌شمار می‌آمد…

سایت معرفت نفس
کلیپ دیگر : خدا دوست ندارد بنده اش جهنم برود